نیمه شب وقتی دارم خواب هفت شاهزاده سیکس پکِ سوار بر بنز های سیاه و سفیدرو میبینم..صدای نابهنجار Skype چشامو مثل وزغ باز میکنه.اما چیزی که باعث میشه به خودم بیام آواتارشه که رو صفحه افتاده.. وصل میکنم و گوشی رو میذارم رو پاتختی تا فقط صداشو داشته باشم. اصلا دوست ندارم با این قیافه منو ببینه.
بدون هیچ حرفی این رو پلی میکنه ...شاید اشتباه دیدمو video call نبوده اما نه..دیوار اتاق گل منگولیش پیداست.یکی نیست بهش بگه هلوُ کوفت سیاه.درد سیاه, زهر مار سیاه و هرچیز سیاه بخوره توو اون طحالت که الان سه و نیم نصفه شبه و کسی نیست به تو بگه مردم اینور کره زمین الان کپه مرگشون رو گذاشتن.وسطای آهنگ خوابم برد.میخوام تصور کنم بعد از تموم شدنش هم مثل اولش سلیقه ی ناچیزشو به کار گرفته و چیزی نگفته.اینجوری خیلی دراماتیک تره.

$ میدونه نقطه ضعف مو ..میدونه وقتی منگ خوابم چیزی نمیفهمم.میدونه نصف تصمیمای احمقانه زندگیمو موقعی که خواب آلود بودم گرفتم.میدونه there is no time called/no time heart/no time love/just a deep intense sleepiness.اما نمیدونه با این کاراش قیافه مضحکی پیدا میکنه وقتی خودش داره میگه But don't matter,it clearly doesn't tear you apart.anymore ...
$$ آدما وقتی میرن , باید برای همیشه برن.بخواه هیچ وقت توو هیچ کجای زندگیت پیداشون نشه.حتی اگه رفتن به تلخ ترین و جاکشانه ترین طریق ممکن بوده باشه.میدونم اصلا حرف خوشآیند و باب میلی نیست.اما این حقیقتی ِ که دونستنش دل شیر میخواد.برگشتن هیچ وقت شرایط رو بهتر نکرده عزیزم.
نیمه شب 94/8/7