
همان طور که در هر شهر در کنار اشخاص شریف و برجسته,اراذل و اوباش هم زندگی میکنند, در هر انسان نیز هر قدر شریف و والا باشد, جنبه های پست و عامیانه طبیعت بشری یا حتی حیوانی وجود دارد. این اراذل را نباید تحریک به قیام کرد و حتی نباید اجازه داد که از مخفی گاه خود نگاهی به بیرون افکنند زیرا هیئتی نفرت انگیز دارند.
پروکلوس
بعضی وقت ها آدمها کاری میکنند که به بدترین نسخه وجود خودت تبدیل شوی.یک زمانی عاشقانه کسی را دوست داشتم.وقت
هایی که بود, رو به رویم مینشست و از زن های دیگر میگفت.میخواستم نه چشم
های خودش که چشم های تک تک آن زن ها را از حدقه دربیاورم و زیر پا له کنم.
بعد از مدتی آمد و گفت بیا /دوست معمولی باشیم/.آنموقع میخواستم با تمام
دوست و آشناهایش جلوی چشم خودش سکس می داشتم و بعد نظرش را راجع به دوست
معمولی می دانستم.
زمانی دیگر برای سر درآوردن خوی حیوانی ام از مخفیگاه شنیدن صدای پا از پلکان است.دماغ تیز میکنم و بوی غذایی که دارد مشتاقانه به سمتم می آید و تا
لحظه ای دیگر قرار است یک لقمه چپ شود را حدس میزنم.کافیست غذایی باشد که
دوست نداشته باشم یا قرمه سبزی بدون ماست باشد سینی غذا بر سر هر کس که
آورده خرد میشود.