
تنها کاری که برای این یه تیکه بادوم زمینی از دستم بر میاد خوردنشه.بعد برم و بنویسم که خوردمش.حالا
اینکه اونجا چی بشه چه فکری کنن خدا میدونه.داری میگی مواظب علامت خطر
گازگرفتی باشم؟هست.حواسم به همه چی هست حتی میدونم کی کجا چه قدر رو توو
مشتم نگه دارم.این روزها و شبای با هم میگذرن.بعدش امیدورام به جایی برسم
که یه کار واقعی کرده باشم به جز خودرن بادوم زمینی!و تو داری چیکار
میکنی؟با لاس ِ لغوی نظامی که میگه / قدر اهل هنر کسی داند که هنرنامه ها بسی خواند/ بند قبا می دری و با زمزمه ی / گوهر آینه است سینه تو آب حیوان در آبگینه تو/ به این رقعه پایان میدی.