
سالم پرسید: حالا چه کار کنم صالح؟چیزی نمونده بدجون بشم و تن و بدنم تخته بشه.
و شروع کرد به لرزیدن.
صالح گفت: قلیون میکشی برات بیارم؟
سالم پرسید: برام خوبه؟
صالح گفت: البته که خوبه, دود حالتو جا میاره, قلیون برای همه چی خوبه.
/ ترس و لر ز_ غلامحسین ساعدی/
کلوزآپ :
از تمنای جان تا کشف الگوی نعشگی در اسطوره تنباکوی دوسیب که برای دفع بلا باهمتای خود نعناع هم آمیز می شود.. این خود زیباترین عنصر حیات بخش زندگیست.در اوووووج مرض و نابسمانی نمی شود از این رفیق شفیق که این روزها جایش را به علف و چمن و غیرذلک داده است گذشت.اگرچه قلیان اندک نقشی در زندگی من داشته اما به محض رسیدن این دو بهم آبشار بزاق رو به طغیان می آورد. خوش ترین و ملنگ ترین بوهای جهان را از دهان ساطع میکند و سردی ریزی در تن نیمه جان می اندازد که سینه هایم مثل شیپورچی دم عید میلرزد. تنباکویی که گویند فتنه سرطان هاست تا آلت بلند بالای غیر قانونی اش قلیان به مکمل یکدیگر بهشتی را درونم زنده می کنند و آشوب خماری بعد از آن شقیقه و گلوی گر گرفته از هرم گرما مثل میثاق آتشفشان با زمین را بر من گوشزد می نُماید تا باز با هوسی دو چندان پک های عمیق پی در پی ای بزنم و آرام آرام با چشمانی بسته طعم خنک و ملس سیب و نعنای به این عظمت را کام گیرم..
$عیش مان وقتی تکمیل میشد که این آهنگ را با همخوانی گوگوش و ابی می شنفتیم..کاش که بازخوانی کنند..کاش..