
کوبریک در عین حال که سینماگر نابغه ای بود,کمی عصبی و روانی هم بود.یه جا خوندم گروهِ فیلم ِ Shining سر صحنه با دشواری زیادی دست و پنجه نرم میکردند چرا که کوبریک تمایل ِ دیوانه واری داشته تا هر صحنه رو چندین بار تکرار کنه.تا جایی که شلی دواال به زانو در میاد و موهاش شروع به ریختن میکنه.کوبریک تعمداً این کار رو کرده که شلی تصور کنه استنلی از بازیش ناراضیه و میخواد اونو اخراج کنه فقط برای اینکه سرصحنه به اندازه کافی هیستریک باشه تا بتونه نقش قربانی رو خوب بازی کنه.سرت سلامت مرد..
تووی
این فیلم یه صحنه هست که جک نیکلسون تبر برمیداره میفته دنبال خانوادش که
قیمه قرمه شون کنه.بعضی وقتا که بوشوک تمام قد بازیش میگیره و با ادا
اصولاش کفر مصبمو درمیاره..جایی که هاتوری هانزو جواب نمیده بهش میگم /
الان دیگه زمانیه که باید تبر بردارم و بیفتم دنبالت/ نیم ساعت پیش جزء
همین بعضی وقتا بود.
$ تصویر مربوط به همین صحنه است.در رو با تبر میشکنه و سرشو میاره توو و میگه / جانی اومد/