
از نتایج کشفیات این ماه های اخیر این طور بر میاد که بین کار و زندگی باید
یه کدوم رو انتخاب کرد.صرف نظر از هر نوع نیاز مادی و معنوی که میتونه علت
باشه تنها بحثه علاقه وسطه.صرفا علاقه به معلول.هر گزینه ای که منتخب واقع
بشه گزینه ی دیگر رو در خودش حل میکنه و از بین میبره.برخلاف متخصصان امر
که بر این عقیده اند میتواند مکمل باشند بنده در وسط این گرداب دست و پا
میزنم و میفرمایم نمیشود.همین که فارق از خستگی های ذهن و نداشتن وقت برای
فکر کردن چند خطی اینجا می نویسم یعنی با زحمت مصرّم تعادل ِ نسبی ای که نه
سیخ بسوزه نه کباب بین هردو برقرار کنم.
$ من می روم و دنیا می ماند
نه او مـرآ, نه مـن او را
با این لجی که آسمانش با من داشت:
هرجـا آبی, همه جـا آبی
/یدالله رویایی/
$ من می روم و دنیا می ماند
نه او مـرآ, نه مـن او را
با این لجی که آسمانش با من داشت:
هرجـا آبی, همه جـا آبی
/یدالله رویایی/