
اینطوری آغاز میشه که پول همون چیزیه که به همه چی صفت /تر/ میده.در واقع
آنچنان را آنچنان تر میکنه.اگه خوب باشی,بهتر میشی.بیشعور باشی , بیشعور تر
میشی.خوش گذرون باشی, خوش گذرونتر میشی و ... تا یکی دوسال پیش فکر میکردم
آبم با یه آدم بی پول تو یه جوب نمیره. انتخابم بین بد و بدتر , بد بود.
مثل همه.به نظر میومد تحمل یه احمق پولدار خیلی آسون باشه.اما آدما هر چی
بیشتر عمر میکنند پی میبرند برخی حقایق ِ مسلم و پذیرفته شده
که عموم قبولش دارند رو باور دارند اما حقیقت اینه که تا باهاش برخورد
نکنند متوجه نیستتند.به محض مواجه تازه در می یابن که پیش تر از این
,اونارو باور نداشتن بلکه گمان میکردند که باور دارند.توی دو سال گذشته به
چنین منطقی رسیده بودم که موجودی که فقط پول داره اما چیز دیگه ای نداره
معمولا موجود غیرقابل تحملیه خیلی بدتر از موجودات هم طبقه خودش که پول هم
ندارن.اما این شک انگار قرار نیست بر طرف بشه.. یه سیکل که مدام گردش داره و
تغییر میکنه. مثل رولت که باید حدس بزنی الان شانست روی کدوم رنگ و عدد
جواب میده.باز برای من اینجا خاتمه پیدا کرده که شما مایه دار باش By Default
اعتقادات هم منطقی و قابل احترامه.