
آدمی در زندگی خود به نحوی ملتزم و درگیر می شود و بدین گونه تصویری از خود به دست می دهد.خارج از این تصویر هیچ نیست.اگزیستانسیالیسم, ممکن است برای کسی که زندگی توفیق آمیزی نداشته,ناخوشایند باشد. اما از طرفی مردمان را آماده درک این معنی میکند که فقط واقعیات به حساب می آیند. رویاها, انتظارها,امیدها تنها از این نظر مورد توجه اند که ممکن است آدمی را به عنوان رویای ناکامیاب, انتظار بیهوده و امید ناموفق تعریف کنند.رویا و انتظار و امید, معرفی کننده آدمی از نظر منفی است و نه از نظر مثبت.
اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر _ ژان پل سارتر
هنرش همین بود.از چیزایی می نوشت که نداشت.که تجربه نکرده بود.یک کلمه اش هم واقعی به نظر نمیرسید.شخصیت آدمارو با آرزو هاشون میسنجید.زندگیش شده بود خیالپردازی, وانمود کردن, تعریف رویاهایی که مردم دوسش داشتن.کارش همین بود. می دیدی این جا و اون جا نشسته و از هدف های بزرگ حرف میزنه.تماشاچی ها و شنونده های بیچاره تر از خودش دورش جمع می شدند و آب از لک و لوچشون سر میکرد.زندگیش رو اینجوری میگذروند..