
یه روزه و پارتیزانی رفته میدون تره بار شهریار , سیصد کیلو انگور خریده.از دیشب سالی و خفت کرده و منو مجبور که امروزو مرخصی بگیرم.ساعت دو صبحه.من الان باید پای beyond the hills ای که تازه دانلود کردم کنار یه لیوان چایی ِ یخ کرده که بیسکویت مادر تووش غوطه وره گریه میکردم و بد تر از اون خواب نازنین ِ جمعه مو ازم گرفته.اینا چجور آدمیان واقعا؟ ما هنوز داریم انگور پامال میکنیم.دستام دیگه حس نداره فقط میخوام شلوارمودر بیارم و کون سیاهمو بذارم تووی اون لگن بهشتی تا اینجوری همشون یه جا له بشن. اما انصافا دونه های گولاخی داره..همینجوری ام که فشارش میدی شیره ازش میاد بیرون.اصلنم بروز نمیده که میخواد مثل پارسال شیره انجیر قاطیش بکنه یا نه که قولشو به چهار نفر بدیم.خلاصه کهwine making season پس بجنبین.
1396/8/4
ساعت 7.30 صبحه.یه پنجشنبه داغون توو مهر.میخوام راجع به مهر بنویسم اما چیزی به ذهنم نمیرسه.آخه هنوز تووی روز کولر روشن میکنیم البته با درجه 27.لباس تابستونی هامونم میپوشیم و درخت هام تا جایی که چشم من میبنه هنوز سبزه.سو... اونطور که شما از پاییز مینویسین رو ما اینجا هنوز حس نمیکنیم. همکارم داره چرت میزنه.دوست داشتم الان جای اون بودم.پشتش به دوربینه و میتونه راحت دستشو زیر چونش بذاره و چشاماشو ببنده.من؟؟مستقیم روبروی دوربینم.درست توو تخم چشم خدمت.اگر 15 درجه سرمو به سمت چپ بچرخونم و25 درجه هم بالارو نگاه کنم میتونم انگشت وسطمو بهش نشون بدم.چند روزی هم هست روی سیستم ها نت ساپورت نصب کردن که بفهمن ما با این سیستمهای داغونشون چه غلطی میکنیم.تووی سایتهای پورن میریم؟ توی دوستیابی ها کسچرخ میزنیم و سکس چت میکنیم یا چی آخه؟؟در طول روز چندبار سایت فرامرزی رو باز میکنیم ببینیم کانتینرا رو گمرک آزاد کرد یا نه.اساسا همون تعلق خاطر و نگرانی درمورد منافع شرکت و اینا. فعلا رو دسکتاب من نوار نت ساپورت نیومده هرچند که مطمئن نیستم بدون نمایش نوار روی صفحه هم میشه دید زد یا نه. به هر حال خوشبینانه به این قضیه نگاه میکنم که مهندس هنوز نیومده چون اساسا پاش که میرسه شرکت اولین کاری که میکنه اینه که تلفن کوفتیشو برمیداره و داخلی 109 رو میگیره.حتی اگر هیچ کاری نداشته باشه یه تک میزنه که یعنی من اومدم حواست باشه. الان کار ندارم ولی تا اخر وقت پدرتو در میارم.سو.. هنوز تماسی نگرفته پس نیومده بازاینجا هم همکارم ویووش بهتر از منه پشت پنجره است و میتونه رفت و امدا رو کنترل کنه و ببینه ماشین مهندس توو محوطه هست یا نه .چون الان خوابه نمیتونم ازش آمار بگیرم. نکته ی پیش پا افتاده راجع به مهندس اینه که مثل خیلی ها دیپلمه است ولی بهش میگن مهندس. وقتی میرم اتاقش و تووی حرفام صداش میزنم مهندس نمیدونم تمسخری که توو لحن صدام و خنده بلندی که توو مغزم هست رو میبینه و میشنوه یا نه. دلم میخواد حداقل شعورش تا این حد برسه. و نکته جالب اینه که مهندس خواننده اس.البته اگر به مهندس بگیم خواننده واقعا نمیدونم باید به شجریان و امثال اون چی گفت یا اگر به اونا بگیم خواننده باید به مهندس چی گفت.فردی که با مامانش قهر کرده؟ دهنشو باز کرده و از خودش اصوات نامعلومی درآورده؟تقریبا یه همچین چیزایی.
و مسئله ای که با همه اینا تناقض داره اینه که مهندس مثل حاجی بازاریا همیشه یه تسبیح مشکی دستشه و دونه هاشو میشمره.پس چی شد؟ تا اینجا ما یه مدیری داریم ، بهش میگن مهندس که در واقع مهندس نیست.بهش میگن خواننده و تنظیم اکثر آهنگاشو حامد پهلان انجام میده. تسبیح دستشه و ذکر میگه و توو اون یکی دستشم همیشه سیگار کمله.از این که یه آدم سی و شش ساله انقد زندگی پرت و پلا و فاکامالایی داره من که به خودم میرینم شماهارو نمیدونم.
جلسه گذاشتن با این حاج مدیر مهندس سرگرمی های خودشم داره.اصولا به طور تخصصی از چیزی سر درنمیاره فقط کافیه یه چیزیو خیلی توضیح بدی و چندتا کلمه دهن پرکن هم تنگش بذاری.مثلا وقتی میپرسه چرا هنوزموجودی پایان دورهقیمت گذاری نشده تو میتونی براش از توهم سود جمعی در بازارهای جمع صفر در مقیاس بازده شاخص بازار بگی و یه مثال از وارن بافت براش بزنی.
حرف هاشم مصداق بارز این ضرب المثله که میگه از کرامات شیخ ما این است که شیره را خورد و گفت شیرین است.تولید خوب است.باید زیاد شود.فروش خوب است.زیاد بفروشید.مطالبات را وصول کنید.منافع شرکت منافع کارگر است.پُتانسیل رو هم میگه پِتانسیل تازشم.
همکارم کم کم داره بیدار
میشه و. بهتره دست از نوشتن بردارم و یکم کارگروهی باهم بکنیم مثلا اسم فامیل بازی کنیم.
همه اینارو نوشتم که بهتون توصیه کنم از مردی که بهش نمیاد زن/دوس دختر چادری داشته باشه ولی داره بر حذر باشید!
و من الله توفیق