
توو اقتصاد خرد یه مفهومی هست به اسم هزینه فرصت یا هزینه فرصت از دست رفته.منظور از هزینه صرفا هزینه های مالی نیست. به صورت پیش فرض منابع کم یابند و این رشته موظفه منابع رو به طور بهینه برای رفع حداکثر خواسته ها و نیاز های نامحدود به کار بگیره.جدا از بخش مالی و بودجه تخصیص داده شده که همیشه مشکل سازه ما با محدودیت زمان هم مواجه ایم.یعنی شما هرچه قدر هم که پولدار باشید باز محدودیت زمانی دارید. شبانه روز بیست و چهارساعته و باید تصمیم بگیرید که توو این بیست و چهار ساعت بهترین کاری که میتونید بکنید چیه؟ مثلا اگر مشغول اسکی توو کوهای آلپ هستید نمیتونید همزمان تووی هاوایی آفتاب بگیرید. یا اگر رفتن به خرید رو انتخاب میکنید نمیتونید توو این لحظه سینما هم برید.اگر پزشکی رو به عنوان رشته تحصیلی انتخاب میکنید نمیتونید وقت های مطالعه پزشکی رو به موسیقی اختصاص بدید.شما مجبورید یک لذت/کار/ هدف رو فدای لذت/ کار یا هدف دیگه ای بکنید.CliCK
قاعدتا
خوندن رشته های اقتصاد /مدیریت/ حسابداری و ... آدمو داناتر نمیکنه ولی
لامصب باعث میشه ماشین حساب ذهنت به کار بیفته و برای هر کاری شروع کنی به
حساب کتاب کردن. که باعث میشه سرکوفت تمام کارایی که آدم میتونسته / میتونه
انجام بده و نداده /نمیده رو به فرد بزنه. بعد آدم ناخودآگاه محتاط تر
میشه و برای هر انتخابی از خودش میپرسه هزینه ی این انتخاب من چیه؟ چه
چیزایی رو به واسطه ی این انتخاب از دست میدم و آیا چیزی که به دست میارم
ارزشش رو داره؟